
مرکز هنر های بصری وکسنر
یکی از اولین و شاخص ترین ساختمان های سبک دیکانستراکشن ، مرکز هنرهای بصری وکسنر ( 1989 - 1982 ) در شهر کلمبوس آمریکا است . در مسابقه ای که در سال 1982 برای طراحی این ساختمان صورت گرفت ، معماران معروفی از جمله مایکل گریوز ، سزار پلی ، آرتور اریکسون و پیتر آیزنمن شرکت کردند .

سایت این ساختمان در قسمت ورودی اصلی دانشگاه ایالتی اهایو در سمت شرق دانشگاه قرار دارد . عملکرد بنا ، نمایش آثار هنرمندان و دانشجویان دانشگاه در آن است . هر یک از این معماران ساختمان خود را بین دروازه ورودی و ساختمانهای موجود در سایت قرار دادند . ولی در کمال تعجب ، ساختمان طراحی شده توسط آیزنمن به گونه ای بود که فضای باریک بین دوساختمان موجود در سایت را شکافته و در بین آن دو قرار گرفته بود و تعجب بیشتر آن که طرح وی به عنوان برنده اول اعلام شد . از آن زمان سبکی در معماری به نام دیکانستراکشن در مجامع بین المللی معماری به نام سبک دیکانستراکشن در مجامع بین المللی معماری مطرح و مورد توجه قرار گرفت .
آیزنمن در تبیین طرح خود عنوان کرد که این نقطه محل ملاقات دو قشر نسبتا متفاوت است . یکی دانشجویان و هنرمندان دانشگاه که کارهای خود را در این ساختمان ارائه می کنند و دیگری شهروندان و عامه مردم شهر که به دیدن این آثار می آیند .

يكي محورهاي شبكة شطرنجي دانشگاه و ديگري محورهاي شبكة شطرنجي شهر كلمبوس، اين دو شبكه نسبت به يكديگر 17 درجه اختلاف زاويه دارند. لذا هر دو شبكه به عنوان نشانهاي از هر يك از اين دو قشر در محل سايت با يكديگر تلاقي كردهاند. اين دوگانگي در كالبد معماري ساختمان به گونهاي نمايش داده شده كه هيچ يك بر ديگري ارجحيت ندارند و اين دو محور همانند دو تيغة قيچي بين دو ساختمان را شكافته و خود در آن جايگزين شدهاند.
پس از باز نمودن و شكافتن فضاي بين اين دو ساختمان در سايت، آيزنمن متوجه پيهاي يك بنا قديمي شد كه مربوط به دانشكده نظامي بود. اين بنا در دهة پنجاه ميلادي تخريب شده بود، ولي هنوز بخشي از پيهاي آن در زير خاك در محل سايت مدفون بود. اگرچه اين ساختمان ديگر وجود نداشت، ولي آيزنمن با وارسي دقيق سايت متوجه آن شده بود. وي اين ساختمان را كه ديگر در حاشيه قرار گرفته و به تاريخ سپرده شده بود، به عنوان بخشي از متن موجود، كه همان سايت پروژه باشد، قرائت كرد و اين قرائت را به صورت كالبدي نمايش داد. لذا در طرح آيزنمن، بخشهايي از ساختمان دانشكدة نظامي، كه شبيه يك قلعة نظامي بود، در قسمت سر در ورودي ساختمان مركز هنرهاي بصري وكسنر بازنمايي و بازسازي شد.
در طرح اين مركز هنري، آيزنمن برخلاف سايرين توجه خود را معطوف آن چيزي نمود كه در نگاه اول و قرائت نخست به نظر نميآمد. وي با كنكاشي موشكافانه، مواردي همچون تناقضات، دوگانگيها و مسائل و تفسيرهاي حاشيهاي را عيان و عريان نمود. به چه دليل؟ به دليل آن كه معماري بايد نمود كالبدي ذهنيت و بينش زمان خود- در اين مورد ديكانستراكشن باشد.


مرکز گرد همایی کلمبوس:
آيزنمن در طرح خود براي مركز گردهمايي كلمبوس (92-1990) موضوع اشاره شده، در فوق را به صورت كالبد معماري نشان داده شده است. به طور كلي در اكثر شهرهاي بزرگ آمريكا، ساختماني به نام مركز گردهمايي وجود دارد. در اين نوع ساختمانها به صورت مستمر جلسات، سخنرانيها و نمايشگاههاي مختلف از طرف اصناف، سازمانها و نهادهاي گوناگون كه موقعيت محلي، ملي و يا بينالمللي دارند برگزار ميشود.

مركز گردهمايي كلمبوس در شمال مركز شهر كلمبوس و در واقع در مرز بين مركز شهر و قسمتهاي شمالي شهر قرار دارد. در سمت غرب ساختمانهاي استريت كه يكي از دو خيابان اصلي شهر است عبور ميكند و از جنوب تا شمال و مركز شهر را به يكديگر متصل ميكند. از سه طرف ديگر سايت، بزرگراههاي سرتاسري و خطوط راهآهن عبور ميكنند و پلهاي چند طبقه متعدد در اطراف سايت اين خطوط را به يكديگر متصل كرده است. به عبارتي در غرب سايت مهمترين مسير ارتباطي محلي و داخل شهري، و در سه طرف ديگر سايت خطوط ارتباطي داخل و بين شهري قرار دارد.
تصميمات اتخاذ شده و يا اطلاعات كسب شده در گردهماييهاي داخل اين ساختمان از طريق خطوط تلفن، فاكس و اينترنت و همچنين مطبوعات و رسانههاي مختلف به سراسر كشور منتقل ميشود. لذا از يك طرف اين ساختمان مركز تبادل اطلاعات را به مناطق و مراكز مختلف منتقل ميكند و از طرف ديگر اين مكان مركز خطوط ارتباطي محلي و بين شهري است و لايههاي مختلف راههاي ارتباطي از چهار طرف اين ساختمان عبور ميكنند.
آيزنمن اين چند لايگي خطوط اطلاعاتي و راههاي ارتباطي در عصر ابررسانهها را در ساختمان خود به صورت كالبدي به نمایش گذارده است. لايههاي مختلف ساختمان در حالت افقي، به صورت هم تراز و با موقعيت همسان در كنار يكديگر قرار گرفتهاند و مجموع اين لايهها كليت واحدي را به نام مركز گردهمايي كلمبوس تشكيل دادهاند.
نكته حائز اهميت ديگر در طرح آيزنمن اين است كه ساختمان داراي يك دوگانگي در مقياس است كه به هر دو آنها بدون ارجحيت يكي بر ديگري توجه شده است. يكي مقياس بزرگ شهر است و از ديد داخل برجهاي مرتفع مركز شهر، اين ساختمان مقياسي در حد بزرگراههاي اطراف خود دارد. همچنين از ديد عابر پياده در مجاور خيابان اصلي شهر، مقياس ساختمان خرد شده و مقياس آن در حد مقياس نسبتاً كوچك ساختمانهاي محلي اطراف خيابان است.



خانه ايمندورف در دوسلدورف
طرح جالبتري كه ساخته شد، خانه هنرمندي به نام ايمندورف در دوسلدورف است، در اين طرح، همان گونه كه در تصاوير مشخص شده است، دوسوليتون (امواج منسجم) به دور يك شكل شبيه به كلنگ دو سر كه در واقع يك فولد است، ميپيچد. اين سوليتونها به صورت نمادين به واسطه نيروهاي موجود در سايت ايجاد شدهاند و عبارتند از: رديف خانهها و امواج رودخانه كه توسط يك حركت پيچشي تقويت شدهاند. دو سوليتون، يكي در بيرون و ديگري در درون به دور هم مي پيچند. نمونهاي كه از انباشتگي سطوح افقي ساخته شده، شبيه دستهاي از كارتهاي به روي هم است كه داراي پيچشهاي مختلف هستند. اگر اين طرح ساخته شود، مجموعه زواياي چرخش يافته را در تضاد با خطوط هستند. اگر اين طرح ساخته شود، مجموع زواياي چرخش يافته را در تضاد با خطوط عمودهاي قوي نشان ميدهد.تركيب دو نظام حركتي در تقابل با يكديگر به ساختمان انرژي ميبخشد. به طوري كه گويي اين دو سوليتون، دو زمين لرزهاند كه به درون هم فشرده شدهاند وسعي در شكستن همديگر به سمت بيرون دارند.
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 11:55 توسط صفا كاظم نژند
|